سلام من حدود ۲ ساله که به وسواس فکری مذهبی دچار شدم وقتی میرم بیرون میرم مغزم یک مردی رو میبینه فرقی نداره زیبا یا زشت مجرد یا متاهل هی میگه بهش نگاه کن حی افکاری میاد که انگار من میخوام بهش نگاه کنم و دوستش دارم میخوام باهاش باشم با این حال که من نمی خوام و از گریه کردن خسته شدم قبلا خیلی واکنش نشون می دادم ولی الان اصلا دیگه حوصله ندارم و میاد ولی من میگم ها نیم خوام ولی کاری کرده باور کنم که من اون کار ها رو دوست دارم و این اصل منه ولی من نمی خوام من میخوام برگردم به قبل و همه پسر ها عین برادرم باشن من این رو نمی خوام
سلام کاربر عزیز. پیشنهاد می کنم با یک روانشناس مشاوره بگیرید تا راهکار برای درمان بهتون آموزش بدند. نیاز به چند جلسه مشاوره دارید.می تونید در همین سایت ویزیت آنلاین با روانشناس بگیرید.