سلام خوبی من از بی پولی و از بس کارگری کار کردن در این سن واقعا خسته شدم و از بس کار میکنم پول جم کنم یه چیزی بخرم اون گرونتر میشه و من با زجر و بدبختی دوباره پول جم میکنم باز گرونتر میشه نمیتونم هیچ بخرم به چه امید دیگه زندگی کنم ؟؟ جوان با این سن از صبح ساعت ۶ صبح یک سره زیر آفتاب تا ساعت ۱۴ ظهر اونم گرمای تابستان جنوب واقعا سخته بخدا قسم سخته هر شب که میخوابم آرزو میکنم فردا بیدار نشم تا این زندگی بدبختی ادامه ندم امروز از بس کارگری کار کردم و پول خرید یک موتورسیکلت آرزو داشتنش روی دلم مانده فقط یک موتورسیکلت نمیتونم بخرم چه برسه به زندگی و ازدواج و خانه و .... خیلی درد ناک امروز از بس ناراحتی و فکر به بدبختی و آینده که معلوم نیست تا چند سال چه سن باید اینقدر کارگری کنم تا پولم برسه یک موتورسیکلت بخرم با خودم گفتم خودکشی کنم راحت بشم یک عدد کپسول ژلوپین۴۰۰یک عدد آموکسی سیلین۵۰۰یک عدد سرماخوردگی بزرگسالان یک عدد ژلتین400 یک عدد نوافن500 یک عدد استامینوفن6عدد آزیترومایسین 250 خوردم گفتم خلاص
سلام کاربر عزیز
شنیدن سختیها و دردهای شما بسیار تاثربرانگیز است و واقعاً کار در گرمای طاقتفرسای جنوب دشوار است، اما لطفاً همین الان مصرف هرگونه دارو را متوقف کنید و فکر خودکشی را از سرتان بیرون کنید. ترکیبی از داروها که خوردید (بهویژه آنتیبیوتیکها و مسکنها با هم) میتواند باعث آسیب جدی به کبد و کلیههایتان شود و وضعیت جسمی شما را بحرانی کند.
شما جوان هستید و با تلاشی که دارید، آینده میتواند تغییر کند، اما سلامتی سرمایه اصلی شماست. لطفاً فوراً با اورژانس اجتماعی (شماره ۱۲۳) تماس بگیرید یا به نزدیکترین بیمارستان مراجعه کنید تا به شما کمک کنند. زندگی ارزشمند است و این شرایط سخت موقتی است.