سلام من حدودا یک ماهی هست ک همش ب مرگ فکر میکنم و میترسم اینکه اون دنیا چطوره چرا اصلا باید زندگی کنیم اخرش ک چی وقتی معلوم نیس یهویی میمیریم یا نه . و به خانوادم ک نگا میکنم مدام میترسم ک ازشون جدا میشم ی روز و تنهایی چکار کنم . بعد همه چی برام بی معنیه و همش میگم کره زمین چطوره چطور میچرخه اصلا اینا یعنی چی ، خدا چ شکلیه و از این سوالای چرت و پرت نمیدونم چرا اینطور شدم خودمم خیلی اذیت میشم از این فکرا هر روز آرزوی مردن دارم اصلا قبلا از این افکار نداشتم اصلا انگار مغزم قاطی کرده دوس دارم مثلا سرم ب یه جایی بخوره بشم همون آدم قبلی به هیچ چیزی علاقه ندارم و هیچی خوشحالم نمیکنه و اینکه علائمی مثل علاقه ب شیرینی و سردی دست و پا و پرش پلک وتکون خوردن سر موقع فکر زیاد دارم لطفا کمکم کنید چکار کنم آیا میشه بشم همون آدم قبلی ؟؟

مراجع گرامی شما دچار اختلال وسواس فکری و عملی یا (ocd) شده اید که علائمی شامل افکار تکرار شونده و ترس از مرگ و ترس از دست دادن اطرافیان وسواس های تمیز بودن سطوح یا باز یا بسته بودن در منزل یا وسواس نظم و تقارن از علائم این اختلال برای درمان باید مشاوره تلفنی صورت گیرد ولی سعی کنید سبک زندگیتون عوض کنید و علایق خود را یا استعداد خود راپیدا کنید و شروع به کار جدید کنید ورزش کنید و روابط خود را با اطرافیان بهتر و تقویت کنید البته حتما به مشاور مراجعه کنید
ببخشید بهتره اول مشاوره برم یا روانپزشک بنظرتون باید دارو هم بخورم بهتره؟؟ من میترسم ک نکنه خوب نشم و ایا امیدی هست یعنی میشه ب حالت قبل برگردم و خوب بشم
سلام. وقت بخیر. گاهی لازم است کمی معنویات را در خودتان تقویت کنید. نمی دانم اعتقادات شما چقدر است؟ اما روزی یک بار هم که شده در مقابل در گاه خداوند بایستید و دو رکعت نماز شکر بخوانید.از خداوند تشکر کنید که به شما چشمانی داده که دنیا و اطرافیانتان را ببینید چون خیلی ها این آرزو را دارند. از خداوند تشکر کنید که لحظات بدون درد را سپری می کنید چراکه خیلی ها آرزوی یک ساعت بدون درد را دارند و ....شکر گذاری از خداوند معجزه عجیبی دارد،حس خوب و هدفمند ایجاد می کند،به عنوان یک راهکار تجربه کنید ،دوست داشتید برای راهنمایی بیشتردر خدمتم. موفق باشید.
خانم محترم با توجه به توضیحات شما ، افکار احساس پوچی و بی ارزش بودن یأس وناامیدی و..از نشانه های وجوداختلالات خلقی درشماست که ازکیفیت زندگی شما نشأت گرفته ومعمولا ریشه در گذشته شما وناشی از عواملی مانند مشکلات زندگی بخصوص دردوران کودکی ونوجوانی،اعتمادبهنفس پایین یا مصرف موادیاداروهای روان گردان ویا سبک زندگی غلط است اما خوشبختانه قابل درمان است.شما ابتدا بایداز یک مشاور خوب نوبت بگیریدو(پس از مشاوره در صورت نیاز به دارو)مشاورتان حتما شمارا به روانپزشک ارجاع میدهد. باآرزوی سلامتی و شادکامی رفیعی روانشناس ومشاور فردی

