من یه مادرم دوتا بچه دارم ۶ سال پیش شوهرم بهم خیانت کرد بحران بدی بود جدا شدم بدون فکر مهریه امو بخشیدم بچه هامو گرفتم خودم خونه داشتم حقوق پدرمو گرفتم تنهایی شروع کردم پسرم اون موقع ۸ سالش بود دخترم ۴ سالش همه چی خوب بود حتی یه ماشینم داغونم بود خریدم اما گرونی بدتر شد بچه ها بزرگتر توقعات بیشتر شد دیشب پسرم گریه کرد منم گریه کردم میگه چیکار کردی برام من دستم خالیه دنبال کارم رفتم یا ساعت کاری اونقدر زیاد که بچه هارو نمیبینم یا حقوقش خیلی کمه ۱۸ سالم بود شوهرم دادن بعد ۱۱ سال جدا شدم هیچ کاریم بلد نیستم پسرم الان ۱۴ سالشه و من نمیدونم چیکار کنم حس ضعیف بودن و بدرد نخور بودن داره خفم میکنه پدرشون وضع مالیش خیلی خوبه اما به بچه ها هیچ کمکی نمیکنه شکایتم فایده ای نداشت دو تومن ماهانه فقط میده من در توانم بیرون میبرمشون گوشی کمتر خریدم براشون هر بارکادو کوچیک میگیرم اما چیزهایی که میخوان خیلی گرونه و هر روز گرون تر میشه من چیکار کنم حالم خیلی بده زده به سرم خودمو بکشم شاید باباشون ببرتشون زندگیشون خوب شه خودم باشم نمیتونم بدون بچه ها زندگی کنم قید ازدواج به خاطرشو کلا زدم من چیکار کنم
سلام مادر عزیز
درک میکنم که تحت فشار شدید هستید؛ اما لطفاً بدانید شما برای فرزندانتان جایگزینی ندارید. برای مدیریت این بحران روانی و افکار ناامیدکننده، حتماً با اورژانس اجتماعی (۱۲۳) تماس بگیرید یا به یک روانشناس بالینی مراجعه کنید تا از این مرحله سخت عبور کنید. برای پیگیری حقوقیِ افزایش نفقه فرزندان نیز با یک وکیل پایه یک دادگستری مشورت کنید (میتوانید با جستجو در اینترنت از وکیلهای بسیاری مشاوره رایگان یا با حدافل هزینه بگیرید و یا از وکیلهای رایگان در دادگاه کمک بگیرید).
شما بسیار مادر قوی و ارزشمندی هستید، امیدواریم مشکلات شما به زودی حل شوند و به خوشی در کنار فرزندانتان زندگی کنید.