سلام من عاشق یه سلبریتی شدم که 38،سال ازم بزرگتره تا چند ماه اول حالم خوب بود اما نم نم وقتی عکساشو با زنش دیدم(الان طلاق گرفته وفقط ی بچه داره)حس کردم به یه چیز دستخورده شده دل بستم. از اونجا که آدم احساسی و مهر طلبی ام نابود شدم چون هی رویا پردازی عاشقانه کردم و توقع برگشت اون عواطف داشتم. از اونجا که مامانم روانشناسه گفت باید نم نم کمتر بهش فکر کنی و عکسای دونفره ای که با هوش مصنوعی ساختی پاک کنی تا از رویاپردازی بیرون بیای. به نظرتون پاک کنم؟ خیلی داغون میشم موقع پاک کردنش. بعد من از همون موقع شروع کردم به نوشتن رمان عاشقانه با ویژگی های دختر داستان ویژگی های خودم و پسر داستان ویژگی اون آقا. حالا به نظرتون 1.ادامه اش بذم با همین شخصیتها؟ 2.ویژگی های شخصیت هاش رو تغیبر بدم تا یاد خودمون نیفتم؟ 3.کلا ننویسم؟(ترجیحا این نه چون سختمه و داغون میشم اگه ننویسم.از طرفی هم همش یاد اون آقا میفتم چیکار کنم؟) تروخدا کمکم کنید عکسارو پاک کنم یا نه؟ رمان بنویسم یا نه؟ تروخدا من خیلی محتاج کمکتونم. مفصل جوابمو بدین زندگیم داره از دست میره باتشکر.
سلام. متوجه هستم که در چه شرایط دشوار و پرفشاری قرار دارید. این احساسات، بهویژه برای کسی که در مسیر خودشناسی است، میتواند بسیار طاقتفرسا باشد. بنده با نگاهی تحلیلی و همدلی این موضوع را از چند لایه روانشناختی برای شما توضیح کامل را می نویسم تحلیل موقعیت شما آنچه شما تجربه میکنید، در روانشناسی اغلب با نام عشق پرشور غیرواقعی شناخته میشود. این وضعیت معمولاً در مورد سلبریتیها اتفاق میافتد چون آنها برای ما یک بوم سفید هستند؛ ما ویژگیهای ایدهآل خود را روی آنها فرافکنی میکنیم. این حس که وقتی عکس او را با همسر سابقش دیدید احساس دستخورده بودن کردید، نشاندهنده این است که شما در ذهن خود یک تملک فانتزی ایجاد کرده بودید و حالا با ورود واقعیت به آن دنیای خیالی، سیستم دفاعی شما آسیب دیده است. آیا عکسهای ساختهشده با هوش مصنوعی را پاک کنید؟ پاسخ: بله. چون این عکسها در حال حاضر نقش تغذیه را برای فانتزیهای شما بازی میکنند. هر بار که به آنها نگاه میکنید، مغز شما دوپامین ترشح میکند و آن مدار عصبیِ وابستگی به این رویای خیالی تقویت میشود. پاک کردن آنها برای شما دردناک است چون در واقع دارید بخشی از دنیای امن خیالی خود را تخریب میکنید. اما این کار نه یک مجازات، بلکه یک جراحی برای شروع التیام است. به جای پاک کردن ناگهانی اگر خیلی برایتان سخت است به تدریج باشد، اما بدانید که تا زمانی که این محرکهای بصری وجود دارند، مغز شما نمیتواند از چرخه نشخوار فکری خارج شود. در مورد رمان خدمت شما عرض کنم نوشتن یک مکانیسم دفاعی والایش است؛ یعنی شما انرژی عاطفی خود را به جای تخریب، به سمت خلق کردن هدایت میکنید. اما در وضعیت فعلی شما، این رمان به تله تبدیل شده است. شما نیازی ندارید نوشتن را متوقف کنید چون به آن نیاز دارید اما باید شخصیتها را بازسازی کنید. و تغییر دهید چون وقتی شما در حال نوشتن هستید، همچنان در حال تغذیه آن تصویر ذهنی از آن آقا هستید. با تغییر ویژگیهای ظاهری و رفتاریِ کاراکترِ مردِ داستان، شما در حال تمرینِ جدا کردنِ خودتان از آن فرد واقعی هستید. تکنیک: آگاهانه شخصیت رمان را به کسی تبدیل کنید که خوب است اما آن آقا نیست. با این کار، قدرت آن آقا بر روان شما کم میشود و خلاقیت شما به جای اسارت در خاطرات به سمت تولید یک اثر هنری مستقل حرکت میکند. چگونه از این وضعیت بیرون بیایید؟ (راهکارهای عملی) این وضعیتِ زندگیام دارد از دست میرود ناشی از این است که تمامِ ارزشِ وجودی خود را به یک فانتزیِ بیرونی گره زدهاید. پذیرش مهرطلبی: شما اشاره کردید که فردی مهرطلب هستید. مهرطلبی معمولاً از این باور ریشه میگیرد که من به تنهایی کافی نیستم و باید کسی مرا تایید کند تا ارزشمند شوم روی این موضوع با درمانگر کار کنید. قانون بازگشت به واقعیت: هر بار که به آن آقا فکر میکنید، به خودتان بگویید: من الان دارم به یک تصویر ذهنی فکر میکنم، نه یک انسان واقعی. این تصویر، ساخته و پرداختهی نیازهای درونی من است. ایجاد تعادل: شما اکنون در حال بیشفعالی عاطفی هستید. برای کاهش این هیجانات، باید در زندگی واقعی خود فعالیتهایی را جایگزین کنید که به شما احساس توانمندی بدهند (ورزش، یادگیری مهارت جدید، تعامل اجتماعی با دوستان). شفقت با خود: خودتان را برای این عشق سرزنش نکنید. شما عاشق شدید چون قلبی زنده دارید. اما الان زمان آن است که این قلب را به سمت کسی برگردانید که در دسترس است و میتواند پاسخگوی نیازهای واقعی شما باشد: خودِ شما. خلاصه برای شما: عکسها را پاک کنید (چون ابزار اعتیاد هستند). نوشتن را ادامه دهید، اما نام و ویژگیهای ظاهری شخصیتها را تغییر دهید (تا ذهنتان اجازه یابد از آن فرد فاصله بگیرد). به جای دلبستن به دوردست، روی «ساختنِ درون تمرکز کنید. شما بسیار شجاع هستید که این موضوع را مطرح کردید. این اولین قدم برای بیرون آمدن از این دایره است. مطمئن باشید با گذشت زمان و قطعِ پیوندهای ذهنی، این طوفان فروکش خواهد کرد.باتشکر
ارتباط سریع و خصوصی با دکتر هاله علی پور