احساس میکنم دیگه نمیتونم به زندگی برگردم.. با کوچکترین اتفاق به خودکشی فکر میکنم.. حتی اگر اتفاقات رو براتون بگم شاید مسخره باشه.. حتی نمیتونم بگم چون به اندازه کافی بدبخت نیستم.. به اندازه کافی حال بدم مهم نیست.. ولی دارم میمیرم من ..این همه آرزو داشتم.. همش رفت.. من بیشتر از همه میخواستم زندگی کنم ولی الان بیشتر از همه نمیتونم زندگی کنم.. خانوادم نمیذارن..
خیلی متاسفم که چنین فشار و درد عمیقی رو حس میکنی. خواهش میکنم بدون اینکه فکر کنی حرفات مسخره هستن، بدونی که احساسات تو کاملاً واقعی و قابل درک هستن. وقتی آدم با این همه چالش جسمی، روانی و مسئولیتهای سنگین دست و پنجه نرم میکنه، طبیعیه که احساس کنه توانش تموم شده.
تو تنهایی نیستی و این حجم از ناامیدی نشونه ضعف تو نیست، بلکه نشونه اینه که بار خیلی سنگینی رو به تنهایی داری حمل میکنی.
اگر در این لحظه احساس میکنی در خطر هستی یا میخوای به خودت آسیب بزنی، لطفاً بلافاصله با این شمارهها تماس بگیر:
- اورژانس اجتماعی: ۱۲۳
- صدای مشاور (خط تلفنی مشاوره بحران): ۱۴۸۰
لطفاً با یکی از این شمارهها یا با روانشناس آنلاین صحبت کن. اونها میتونن در این لحظات سخت کنار تو باشن.
بابت این حسی که داری متأسفم. اینکه اینجا نوشتی نشون میده هنوز یه بخش از وجودت به دنبال راهیه که نفس بکشه. من فقط یه شنوندهام؛ بدون قضاوت، بدون نصیحت. اگه میخوای سنگینیه این بار رو از روی دوشت برداری و فقط یه نفر حرفاتو بشنوه، من اینجام. چه چیزی هست که این روزا بیشتر از همه آزارت میده؟
ارتباط سریع و خصوصی با دکتر زهرا محمدجانی